مؤلف مجهول

185

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

يحيى « 1 » ! كج رفتى ، نه آنست كه به خيال آوردى ، بلكه اتمام اين نقود علامت آن است كه ترا حق سبحانه و تعالى مرتبهء قطبيت كرامت مىكند ، كه اقطاب را به علايق دنيا كار نيست . ازين سخن زن ، شيخ را ناخوش آمد و گفت : چه زن مهربانى ، كه پير هشتادساله را نمىخواهد كه از خود دور سازد ، و نمىگذارد كه به دوست پيوندد ! زنش گفت : اى يحيى ! پيوستن تو به دوست وقتى است كه لباس دوستى از دوست بپوشى « 2 » . البتّه پيوستن موقوف « 3 » به مرگ نيست . مرد آنست كه در عالم حيات به دوست پيوندد . در همين سخن بود كه آوازى به گوش شيخ آمد كه : اى يحيى ! « 4 » در قهر شدن چراست ؟ آنكه معقول و موجه است بايد قبول كرد . برخيز و به خانقاه رو و لباس قطبيت بپوش . آن بود كه شيخ به خوشحالى تمام به خانقاه رفت ، ديد كه اقطاب همه جمع آمده‌اند و لباس قطبيت حاضر ساخته « 5 » . شيخ فى الحال لباس دولت ابدى و كسوت سعادت سرمدى در بر كرد و فاتحهء فتح در حق خود از جميع اقطاب طلبيد و يافت . بعده به خانه خود درآمد . منكوحه‌اش از جاى خود برخاست و استقبال كرد و گفت : اى يحيى ! « 6 » مرتبهء قطبيت و لباس او مباركت باد ! اى يحيى ! « 7 » نگفتمت كه اين نشانهء خيريت است كه اعلى مراتب اولياء الله است ؟ شيخ گفت : اى داناى راه ، و اى « 8 » لايق درگاه إله « 9 » ! پير من تو بوده‌اى و من غافل از تو ، امروز دانستم كه به كوشش و اهتمام تو به اين مرتبها مشرف شدم ، خوش دولت آن كس را كه چون تو مونسى در آغوش بود كه به سبب او دنيا و آخرت معمور و مزين باشد ! و بعد از آن گفت : اى يحيى ! « 10 » هوش دار ! كه بقاى اين دولت و دوام اين سعادت به تو زياده از سى و دو روز نخواهد بود . شيخ گفت : اى سعادتمند ! از كجا معلوم شد ؟ زنش گفت : ازآنجا معلوم كردم كه زياده از سى و دو « 11 » درم در گنجينه نمانده است . اين نشانهء آن است كه ترا عمر زياده برين نخواهد بود ، زيراكه به قدر كفاف خدايت اين مال عطا كرده بود . شيخ گفت : نيك فرمودى ! فى الواقع آن شد كه اين گفت . و درين مدت قطبيت ، يازده كس را به مرتبهء ولايت رسانيد . القصه سى و يك روز به آخر آمد . روز سى و دوم درويشان خود « 12 » را جمع ساخت ، گفت : اى

--> ( 1 ) - ب : نجى ( 2 ) - ت : - زنش گفت . . . است ، ب : اى نجى ( 3 ) - ب : - موقوف ( 4 ) - ب : نجى ( 5 ) - ب : حاضر ساختند ( 6 ) - ب : نجى ( 7 ) - ب : نجى ( 8 ) - ب : - اى ( 9 ) - الف ، ت : - إله ( 10 ) - ب : نجى ( 11 ) - الف : - و دو ( 12 ) - ب : - خود